پایان کار
-
تاریخ: 1402/6/17 ساعت: 23:21
بنظرم ذوق و هیجان برای نتیجه یک کار اصلا معنی نداره، یعنی اصلا وجود نداره، من وقتی جیگرم داره کنده میشه سر جمله جمله این قطعه، سر ریتم، سر کوک، سر لهجه، سر تنفس درست، جمله بندی و دینامیک و هزار کوفت دیگه، وقتی هنوزم کار داره، واقعا روزی به اجرا برسه من خر ذوق میشم؟ ملت کف و سوت بزنن چی؟ نه واقعا نمی...
متعلقات
-
تاریخ: 1402/5/28 ساعت: 12:47
لعنتی ارشد داری، پایه ۳ نظام داری، توکن داری، زبان خارجی میخونی، ساز میزنی، آواز میخونی، بیمه عمر داری،...بسه دیگه،... بقران بسه، تو پیری کوری فقیر نمیشی، پشیمون هم نمیشی چرا کارای بیشتر نکردی،...اینا رو از دیشب هزار دفعه به خودم میگمممم، برداشتم از اون دوره پنج ماهه بعد از یک ماه، اومدم بیرون و گفت...
وایب
-
تاریخ: 1402/5/28 ساعت: 12:47
هم سرم درد میکنه هم دلم،... ناهار و شام امروز بیرون بودم، یکی با خانواده یکی با دوستم،... این رستورانایی که ویو رو به آب دارن، نیلوفر آبی دارن، ماهی قرمز دارن، حتی قورباغه دارن
تمام جونم پر از تَرکه…
-
تاریخ: 1402/5/21 ساعت: 17:12
با امروز شد هشت روز... هشت روز که ساز نزدم... هم ناراحتم هم نمیتونستم کاری بکنم،... یکشنبه امتحان زبان دارم و بدو بدو میخونم و حل میکنم و خلاصه برداری میکنم، بعدش تا دو هفته راحتم و میتونم یک کتاب رو که چن وقته میخوام بخونم رو شروع کنم و تمومش کنم... خیلی زیاد هم ساز بزنم...دوستم میگفت تو بچگی از بس...
الکی مثلا منو ندیدی!
-
تاریخ: 1402/5/16 ساعت: 15:58
چرا بعضیا به معنای واقعی عنن؟ منظور اونایی که یجورایی تریپ مذهبی طور دارن، مثلا خانومی رو میبینن میخوان وانمود کنن هیچی ندیدن!
سمفونی ۵
-
تاریخ: 1402/5/16 ساعت: 15:58
یک فیلم تو اینستاگرام دیدم که یک پسربچه سمفونی پنج بتهوون میزد، چندین باررر دیدم و محو زدنش شدم؛ اون اوایل که پیانو میزدم منم سمفونی پنج رو زده بودم و یادمه استادم میگفت شبیه جَز میزنی
هزار سال که تو را برگزینم!
-
تاریخ: 1402/5/16 ساعت: 15:58
میپرسه امروزت چطور بود؟ و من در حالیکه کل صبح المانی میخوندم و حل میکردم و عصرم سه ساعت کلاس المانی داشتم و بعدم ۵ ساعت مسترکلاس؛ و یک ایمیل خوب گرفتم، گفتم هیچی! بیکار بیعار! چون اینجوری خوشحال تری! چون اگ ناراحت بودی برام، میگفتی چرا؟ فلان برنامه ات چی شد؟! میخوای با فلانی برای کارت صحبت کنم؟! اتف...
افسار گسیخته
-
تاریخ: 1401/12/11 ساعت: 16:32
تو این اوضاع و اوصاف واقعا چطور میشه از چیزی حرف زد یا نوشت،...ولی من کلاس پیانو رو اوکی کردم، قرار شده دو صفحه آماده کنم برم جلوش بزنم ک بدونه سطحم چیه و چطور پلن بریزه برام،... بهش گفتم لطفا با من خشن نباش
شبهای پیانویی…
-
تاریخ: 1401/12/11 ساعت: 16:32
دوباره بعد دوماه به نیمه شب های تمرین با پیانو رسیدم،... چقدر دلم تنگ بود برای هرشب که تمرین میکردم قبلا،... با مطرح ترین استاد شهر برداشتم،... شهریه میلیونی هم دادم! ناخن هامم گرفتم! یک صفحه تمرین آماده کردم و یک قطعه! خونش باید برم،... طرف آموزشگاه درس نمیده، از پشت تلفن که خیلی مهربون بود؛ حالا ف...
اولین جلسه،…
-
تاریخ: 1401/12/11 ساعت: 16:32
رفتم،... یک خونه کاملا مردونه،... لیوان نشسته روی سینک و داخل پذیرایی بود، گلدان هایی ک معلومه آب بهشون میده ولی برگهای زردشونو نمیکنه، زیر گلدانا رو نمیشوره،... پرده خیلی قدیمی و دود گرفته،... دیواری که خودش کثیف رنگ کرده،... پر کتاب و دیسک موسیقی،... یک لپ تاپ پر خاک کنار تلویزیون،... تلویزیون که ...
پیانوی من…
-
تاریخ: 1401/11/25 ساعت: 19:31
دقیق حساب کنم یک ماه و ۱۸ روزه کلاس نمیرم☹️... تو این مدت فقط دو قطعه ای که حفظ بودم رو گهگدار میزدم،... امشب بعد کلی فاصله،... درشو باز کردم و زدم،... صداش انگار تغییر کرده،... یا گوش من صداشو فراموش کرده
امروز،…
-
تاریخ: 1401/11/25 ساعت: 19:31
صبح فیلمهای کلاسمو دیدم، آلو خوردم دندون جلوم لپ پر شد! زنگ زدم دندون پزشکی وقت گرفتم، عصر دو تا کلاس رفتم، شب رفتم مطب، بعدم رفتم بازار، یک پالتو تو اف خریدم که به رنگ نیم بوت که سفارش دادم میاد،... الان خونه ام
روز خوبی نبود،…
-
تاریخ: 1401/11/25 ساعت: 19:31
خیلی جدی داشتیم میگفتیم ۷۰٪ سهم من، ۳۰٪ سهم دفتر،... یا اینکه با سه روز تو هفته و روزی چند ساعت من اوکی بود،... زر و پر های مفت هم زد، خاطرات سفر خارجه هم گفت! قرارداد ۸۰۰ میلیونی اشم گفت،... تهش حسم یجوری بود به مهندسه! یکی که راحت حرف میزنه، همون جلسه اول سوالات خصوصی بی ربط به کار میپرسه،.. منم م...
قرار نبود،…
-
تاریخ: 1401/11/10 ساعت: 9:03
[unable to retrieve full-text content]الان از اون وقت هاست که ریز ریز میخندم
حوالی ۳۰ سالگی
-
تاریخ: 1401/11/10 ساعت: 9:03
دلم میخواد یکی بی محابا بهم کادو بده،... مهم نیست چی باشه یا از طرف کی باشه،..دلم میخواد سالاد الویه الان بخورم، خیلی مشتی طور که مایونز ازش بچکه،...هرروز هفته عصرا کلاس میرم، صبحها باشگاه، یک روزاییم عصر دوتا کلاس دارم،... کلی آدم جدید میبینم، کلی ذهنم مشغوله،... وارد داستانای جدید شدم،... حسهای مت...
شام،…
-
تاریخ: 1401/11/10 ساعت: 9:03
روی صندلی ناهار خوری اشپزخونه نشستم،... شام میخورم در خلوت،... با خودم فکر میکنم کی میتونست الان جلوی من نشسته باشه روی صندلی روبروی من؟!...دو نفر تو ذهنم میاد،... یخ میکنم که بیشتر فکر کنم،... الان خالی باید باشه،... ولی این سوال تو ذهنم میگذره که بپرسم ازش حسش چیه که با من سر یک میز غذا میخوره؟......
مود
-
تاریخ: 1401/4/25 ساعت: 17:22
خونه ای که قرار بود بدیم مستاجر، در عرض یک ماهی که خالی بود دو دفعه دزد زد! امروز ساعت ۶ صبح هم مجدد دزد رفت که دزدگیر گذاشته بودیم و سریع متوجه شدیم و خودشم از صدای اژیر فرار کرد حرومزاده،... اینم امروز برداشت خاطره سفر به تهرانش رو گفت که تنها بوده، راننده اسنپ معتاد به تورش خورده، کارت بانکی نداش...
نظام مهندسی
-
تاریخ: 1401/4/25 ساعت: 17:22
فردا صبح الطلوع، ازمون طراحی نظام میدم و فردا شب این ساعت ازمون رو دادم و تیاتر هم رفتم،... امیدوارم خوشحال باشم و درست کشیده باشم
صبح پنج شنبه تا جمعه شب:/
-
تاریخ: 1401/4/25 ساعت: 17:22
صبح پنج شنبه خودم بیدار شدم، خودم چایی درست کردم، خودم وسایلمو جمع کردم، دست خودمو گرفتم و رفتم ۷ ساعت ازگار ازمون دادم، اخراش دیگه ایستاده کشیدم
مرا چ میشود
-
تاریخ: 1400/1/15 ساعت: 22:36
در مخیله ام هم هیچوقت نمیگذشت که روزی پیانو روبروم باشه و کنار پنجره و زیر نور ماه،xa0ساعت ۱۲ نیمه شب تمرین کنم در سومین هفته شروع کلاس پیانو با بهترین معلم این شهر، و در حالیکه گیتار روی مبله و قطعه رو پوپیترxa0که برم اونم بزنم، و یا رفتم امروز خیاطی ا